گفتم فرض کن الان خونه داشتی چه فرقی می کرد اونوقت میگفتی اگه یه ماشین داشتم بعد اگه یه ویلا داشتم و اگه..........
البته داخل پرانتز عرض کنم بنده منکر اینکه خونه و سرپناه جز نیازهای حیاتی انسان هستند نیستم
منظور بنده مورد دیگری بود. منظور من دیدگاه- نگرش و نوع زندگی ماست. یعنی هر کدام اگر امکاناتی که در بالا گفتم را هم داشته باشیم باز از زندگی لذت نمی بریم. زندگی ما رنگ و بو ندارد اصلا ما تو زندگی با چی حال می کنیم؟؟
آیا با رفتن به دامن طییعت یا دیدن زیبایی یک تابلوی نقاشی
یا خواندن یک شعر زیبا یا شنیدن نوای موسیقی
یا از لطف و مهربانی و عطوفت پدر و مادر لذت می بریم
آیا هرگز از خواندن متون علمی یا هر چیزی بهره برده ایم.
خب زندگی یا بطور کل زنده بودن برای استفاده از تمام زیباییهاست
پول درآوردن جهت فراهم آوردن این شرایط است نه برای حرص خوردن
آیا تاکنون با حرص خوردن یا حسرت خوردن گوشه ای از آرزوهایمان را یافته ایم
پس بیایید برای لذت بردن زندگی کنیم. از لحظه لحظه زندگی
