گفت:
«میدانند که به خود چنان مشغول شویم که ندانیم در چاهیم یا چاله.»
اطلاعات عمومی
|
تفنگت را زمین بگذار... تفنگت را زمین بگذار این شعر به همت استاد شجریان به تصنیف درآمده و به صورت رایگان به عرصه فضای مجازی ارائه شده است. سپاس بیکران خود را نثار این بزرگواران |

فرمانروای روسیه برای نادر شاه افشار پیام فرستاد در صورتی که پادشاه ایران بخواهد می تواند برای فتح هند کمک های بسیاری به ایران بنماید منوط بر این که به او کمک کند تا روسیه خاور اروپا را متصرف شود .
این در حالی بود که فرمانروای روسیه می دانست ارتش ایران نیرومند ترین ارتش آن روز جهان است اما از آنجایی که برایش فتح اروپای خاوری یک آرزو بود این پیشنهاد را برای فرمانروای ایران فرستاد .
نادر برایش نامه ایی نوشت که پس از سلام چنین بود .
ما برای کشور گشایی به هند نخواهیم رفت . آنچه ما می خواهیم محاکمه ۸۰۰ خونخواریست که بیست سال به ایران ستم کرده اند ، برای این کار نیازی به کمک شما نیست . در ضمن ما ایرانیان نیاز به خانه و کاشانه مردم دیگر کشورها نداریم .
پاسخ نادرشاه افشار گویای این حقیقت است که او برای آرمان های بزرگش چشم کمک از جایی جز مردم ایران را نداشت و بگفته ارد بزرگ متفکر برجسته کشورمان : مردان پیشآهنگ ، راه را با داشته های میهنی خویش باز می کنند و نه کمک اجنبی .
خوی تجاوز گری روس ها در طول تاریخ همواره همانند دولتهای انگلیس و فرانسه دیده می شود که این سه مورد در تمام دودمانهای ایران باید مورد توجه قرار گیرد .
کجا می روید با این شتاب؟ صبر کنید تا بروم شمشیرم را بیاورم. آنها ایستادند. مغول رفت و شمشیرش را آورد و جماعت را گردن زد. مردی که سوار بر بالن در حال حرکت بود ......
برای مطالعه ادامه مطلب روی عنوان مطلب کلیک کنید
برای مطالعه ادامه مطلب روی عنوان مطلب کلیک کنید
|
در معبدی گربه ای وجود داشت که هنگام مراقبه ی راهب ها مزاحم تمرکز آن ها می شد . بنا بر این استاد بزرگ دستور داد هر وقت زمان مراقبه می رسد یک نفر گربه را گرفته و به ته باغ ببرد و به درختی ببندد . این روال سال ها ادامه پیدا کرد و یکی از اصول کار آن مذهب شد . سال ها بعد استاد بزرگ در گذشت . گربه هم مرد . راهبان آن معبد گربه ای خریدند و به معبد آوردند تا هنگام مراقبه به درخت ببندند تا اصول مراقبه را درست به جای آورده باشند . سالها بعد استاد بزرگ دیگری رساله ای نوشت در باره ی اهمیت بستن گربه" |
برای مطالعه مطلب روی عنوان کلیک کنید
در شهري در آمريكا، آرايشگري زندگي ميكرد كه سالها بچهدار نميشد.او .......
ايگنوبل هم درست مانند جايزه نوبل ......
توي يه پارک در سيدني استراليا دو مجسمه بودند يک زن و يک مرد. اين دو مجسمه سالهاي سال دقيقا روبهروي همديگر با فاصله کمي ايستاده بودند و توي چشماي هم نگاه ميکردند و لبخند ميزدند.
امروز چند تا داستان جالب و خنده دار در مورد وينستون چرچيل
برام email شده
بود که به نظرم بد نيومد شما هم بخونيدش. درکل اينطوري به نظرم اومد که اين چرچيل نه تنها شوخ بوده بلکه آدم بسيار حاضر جوابي هم بوده. و البته چيزي هم که واضحه اين بوده که رابطه خوبي با خانمها نداشته و خيلي مايل بوده توي ذوقشون بزنه.